السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )
99
گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )
و آيين پسنديدهاى بر هم مريز كه بزرگان اين امت بدان رفتار نمودهاند و مردم بدان وسيلت به هم پيوستهاند و رعيت با يكديگر سازش كردهاند و آيينى را منه كه چيزى از سنّتهاى نيك گذشته را زيان رساند ، تا پاداش از آن نهنده سنّت باشد و گناه شكستن آن ، بر تو مانَد . و با دانشمندان فراوان گفتوگو كن و با حكيمان فراوان سخن در ميان نِه ، در آنچه كار شهرهايت را استوار سازد و نظمى را كه مردم ، پيش از تو ، بر آن بودهاند برقرار . « 1 » در رابطه با طبقات مردم و بدان كه رعيت را صنفها است كه كار برخى جز به برخى ديگر راست نيايد و به برخى از برخى ديگر بى نيازى نشايد ، از آنان « 2 » سپاهيان خدايند « 3 » و دبيران كه در نوشتن نامههاى عمومى و يا محرمانه انجام وظيفه نمايند « 4 » و « 5 » و از آنها داورانند كه كار به عدالت دارند « 6 » و « 7 » و عاملان اند كه كار خود را به انصاف و مدارا دانند . « 8 » و « 9 » و از آنان
--> ( 1 ) . او به انسان دستور مىدهد كه معلومات و مطالعاتش را با مصاحبت دانشمندان ، افزايش دهد . به طور مثال ، او ، مطالعات و معلومات خود را در مورد احكام و دستورهاى شريعت و قوانين دين افزايش دهد و او با مناظره و گفتوگوى خود با دانشمندان و كسانى كه علم خودشان را از خداوند دريافت مىكنند و عارفان به خداوند و كسانى كه از اسرار مخلوقات و زمين خداوند آگاهى دارند ، معلومات خود را بيشتر خواهد كرد . » ابن ميثم . . ( 2 ) . نهجالبلاغه ، نامه 52 . . ( 3 ) . همان . . ( 4 ) . همان . . ( 5 ) . كاتبان و منشىها ، كسانى هستند كه مستقيماً درباره با حاكم مطرح اند و نامههاى ادارى و دستورهاى او را مىنويسند . در واقع اين كارمندان ( كاتبان ) امور ادارى ديوان حاكم را اداره مىنمايند » ابن ابى الحديد ، ج 17 ، ص 76 . . ( 6 ) . نهجالبلاغه ، نامه 52 . . ( 7 ) . قاضى عدل يعنى داور . . ( 8 ) . نهجالبلاغه ، نامه 52 . . ( 9 ) . كارگزاران ( عاملان ) مجريان رسمى امور هستند كه به طور عام ، كارهاى امور عامه ، اهداف و آرمانها و منافع عمومى موقوفات دينى و . . . را انجام مىدهند . ابن ابى الحديد ، ج 17 ، ص 69 . براى مطالعه بيشتر در مورد « عامل » نك : دائرةالمعارف اسلامى ، چاپ جديد ، ج 1 ، ص 435 . .